نقش زنان در تامین امنیت غذایی

مطالعه تاریخ سیاسی معاصر جهان و مناسبت های موجود در اقتصاد جهانی گویای این است خطراتی چون برخوردهای بین المللی و تجاوز بوسیله یک قدرت خارجی، بلکه بی ثباتیهای اقتصادی، اکولوژیک و اجتماعی باعث پدیده ناامنی غذایی است. ناامنی غذایی از جمله عواملی است که می تواند ارزشهای حیاتی و در نتیجه امنیت ملی یک کشور را به مخاطره بیاندازد. امنیت غذایی که به مفهوم دسترسی به غذای کافی در حال حاضر و آینده می باشد با رشد سریع جمعیت جوامع موجودیت خود را از دست داده است و در بخشهایی از کره زمین اوضاع سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ویژه ای پدید آورده است که نه تنها سرنوشت سیاسی کشورهای نیازمند بوسیله کشورهای صنعتی رقم می خورد، بلکه زندگی روزمره آنها به تصمیمات کشورهای سلطه گر بستگی یافته است و رهایی از این وابستگی و رسیدن به استقلال ملی و پیشرفت اجتماعی جز با توسعه پایدار میسر نیست و محور توسعه پایدار، توسعه کشاورزی است. توسعه کشاورزی جز با بهره گیری از روشهای علمی و دستاوردهای تکنولوژیک امکانپذیر نیست.

 بانک جهانی امنیت غذایی  را «دسترسی همه مردم در تمام اوقات به غذای کافی برای داشتن یک زندگی سالم» تعریف کرد که در کنفرانس رم مورد تاکید قرار گرفت. این تعریف به سه عنصر «موجود بودن غذا»، «دسترسی به غذا» و «پایداری در دریافت غذا» استوار است. عنصر "موجود بودن غذا" تنها به میزان مواد غذایی در مرزهای ملی که درگذشته عنصر اصلی امنیت غذایی بود، تکیه ندارد و امروزه شامل تولید (عرضه داخلی) و واردات مواد غذایی می‌باشد.مفهوم «دسترسی به غذا» نیز دسترسی فیزیکی و اقتصادی به منابع جهت تامین اقلام غذایی مورد نیاز جامعه است که تابعی از درآمد ، اشتغال و قیمت بوده و معنای «پایداری در دریافت غذا»، ثبات و پایداری دریافت ارزش های غذایی مورد نیاز جامعه می‌باشد. امنیت غذایی سنگ بنای یك جامعه توسعه یافته و عنصر اصلی سلامت فكری، روانی و جسمی آن جامعه است. ناامنی غذایی ذخیره سرمایه اجتماعی افراد مشمول آن و نیز معناداری هنجارها و ارزش‌های انسانی و دینی را شدیداً تحلیل خواهد برد. لذا ناامنی غذایی تهدیدی بالفعل یا بالقوه علیه ارزش‌های بنیادین نظام اسلامی خواهد بود. ناامنی غذایی دامنه انتخاب افراد را شدیداً محدود، و در بسیاری موارد حق انتخاب را از آنها می‌گیرد و از اینرو قابلیت‌ها و استانداردهای زندگی‌شان را تنزل خواهد داد.

ناامنی غذایی عزت نفس یك ملت، به عنوان ستون اصلی توسعه و استقلال ملی، را تخریب و با ایجاد اختلال در انباشت سرمایه اجتماعی، كنش‌های جمعی را بسیار پرهزینه می‌كند و در نتیجه امكان وفاق و وحدت ملی را كاهش می‌دهد. بدلیل وجود این رابطه مهم و تنگاتنگ ، ارتقاء سطح امنیت غذایی و امنیت ملی در قانون اساسی، قوانین و سیاستهای كلی برنامه‌های دوم، سوم و چهارم و پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق سال 1404 هجری شمسی، مورد توجه خاص وویژه قرارگرفته است.

 اگرچه امنیت غذایی از زیرساختهای مختلف عرضه، توزیع مناسب و تغذیه و بهداشت برخوردار است، اما متغیرهای كلان اقتصادی مانند تورم، نرخ اشتغال، درجه فقر، چگونگی توزیع درآمد بین اقشار جامعه، شاخصهای توسعه روستایی و سطح درآمد جامعه و اتكای عرضه به منابع داخلی هر كشور یا واردات، بر آن اثر دارد.

 امنیت غذایی با ابعاد اقتصادی و منابع انسانی امنیت ملی رابطه مستقیم و با ابعاد سیاسی - اجتماعی، دفاعی - نظامی و فرهنگی - علمی و فناوری آن رابطه غیرمستقیم دارد. عرضه باثبات مواد غذایی نقش اساسی در امنیت غذایی جامعه دارد و نهایتاً میتواند پایداری و استمرار امنیت غذایی را تضمین نماید.در نتیجه چالش ها و فرصت‌های امنیت غذایی در كشور وضعیت امنیت غذایی در كشور نشان می‌دهد كه تهدیدها و فرصت‌هایی در رابطه با امنیت غذایی كشور در هر سه مولفه موجودی غذا، دسترسی به غذا و استفاده از غذا وجود دارند.

نقش زنان بر پایداری امنیت غذایی

در سراسر جهان زنان به عنوان رکن اساسی واحدهای تولیدی، همواره مطرح بوده‌اند و ساختار اقتصادی خانواده بدون حضور آنها، پایداری نخواهد داشت. آنان با تولید بین 60 تا 80 درصد محصولات غذایی در اکثر کشورهای در حال توسعه، بار مسئولیت تولید نیمی از مواد غذایی در سطح جهان را به دوش می‌کشند. بنابراین زنان روستایی نقش کلیدی، به خصوص در مواقع بحرانی و در تضمین سلامت و امنیت غذایی ایفا می‌کنند. لیکن با وجود نقش و سهم مهم این قشر از جامعه جهت تامین مواد غذیی در جهان، غالبا در راهبردهای توسعه مورد کم توجهی یا بی توجهی قرار می گیرند. به طور کلی آگاهی از مساله پایداری و تداوم امنیت غذایی، سواد تغذیه‌ای، توانمند کردن خانوارها، مخصوصا زنان ، از مولفه های اصلی راهبردهای امنیت غذایی هستند که در این راه، ارتقای مقام زنان و نقش فعال آنان در کسب درآمد و تصمیم گیری برای تقسیم منابع خانوار یک راهبرد مثبت و قاطع، در جهت بهبود امنیت غذایی خانوار و تأمین نیازهای بهداشتی و تغذیه ای اعضای آن تلقی می‌گردد.

زنان ثابت کرده‌اند که اگر به فرصت ها و منابع دسترسی داشته باشند، افرادی کارآمد خواهند بود. زنان به یاری مردان در مزرعه و دیگر سطوح جامعه قادر خواهند بود امنیت غذایی را برای مردم در سده بیست و یکم تضمین کنند. آنان با تولید، عمل آوری و تامین مواد غذایی نقش بسیار مهمی در حیات انسانی ایفا می نمایند. در واقع زنان به عنوان نیروی عمده برای ایجاد تحول و منبعی بالقوه برای پیشبرد اقتصاد روستا و افزایش هر چه بیشتر نرخ رشد تولیدات مواد غذایی می‌باشند. لذا آگاهی روز افزون نسبت به نقش این قشر در فرآیند تولید و لزوم مشارکت گسترده‌تر آنان در روند توسعه اجتماعی و اقتصادی سبب شده است که از فعالیتهای آنان در سیاستهای ملی، محلی و روستایی، حمایت و پشتیبانی بیشتری به عمل آید. بسیاری از کشورها با تاسیس نهادها و سازمانهایی که خود را متعهد به تلاش در جهت ترقی و پیشرفت زنان می‌دانند، درصدد از بین بردن آن دسته از موانع قانونی هستند که اجازه نمی دهند زنان در فعالیتها و منافع حاصل از توسعه به خصوص در بخش کشاورزی به اندازه مردان شریک و سهیم باشند، از جمله موانعی که فعالیت مشارکتی زنان در تامین و تولید مواد غذایی را را به تعویق می‌اندازد و منجر به عدم پایداری امنیت غذایی می‌گردد شامل دسترسی محدود به فرصتهای آموزشی از قبیل (خدمات ترویجی، خدمات مشاوره‌ای و اطلاعات فنی) و دارائی‌های مهمی از قبیل زمین و اعتبارات می‌باشد. بنابراین با از میان برداشتن این موانع می‌توان شرایطی را فراهم آورد که راه دستیابی و دسترسی زنان به منابع تولید، افزایش حضور در عرصه های تصمیم گیری، سیاستگذاری، کاهش فشار کاری، بالا بردن امکان دسترسی به اشتغال و درآمد هموارتر شود.

امنیت غذایی پایدار

ایجاد امنیت غذایی به منظور حفظ سلامت و ارتقای بهره‌وری نیروی انسانی از ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی حایز اهمیت است. برای رهایی از چنگال فقر، گرسنگی و سوء تغذیه بسیج مادی و معنوی هدف دار و همگانی جامعه جهانی لازم است و وظیفه اجلاس و سازمانهای بین المللی و تخصصی کمک به شناخت عوامل محدود کننده توسعه پایدار، تبیین راهبردهای عملی، اخلاقی، شکستن انحصارها در زمینه دانش فنی، تولید کافی مواد غذایی و توزیع عادلانه آنها در سراسر جهان است تا پایداری امنیت غذایی جامعه بشری تامین گردد.امنیت غذایی پایدار تنها با اتکاء به تولید کالاهای کشاورزی و محصولات دامی در داخل کشور تامین نمی‌شود و چه بسا مزیت نسبی در تولید برخی از اقلام اساسی به لحاظ شرایط زیست محیطی و … وجود نداشته باشد یا تامین کل نیاز جامعه میسر نگردد. از این رو واردات مواد غذایی اساسی به منظور تامین نیازهای جامعه امری ضروری است. چه بسا صرفه جویی در هزینه واردات این اقلام منجر به سوء تغذیه حاد (پروتئین و انرژی) در مردم به ویژه کودکان و نوجوانان گردد و نه تنها هزینه‌های درمانی و بهداشتی را افزایش می‌دهد، بلکه بر قدرت و توانایی جسمی و فکری افراد جامعه که نیروی اصلی توسعه پایدار اقتصادی تلقی می‌شوند، اثر منفی می‌گذارد. با این وصف فرهنگ سازی، پیروی از الگوی صحیح تغذیه و تامین نیازهای اساسی یک وظیفه ملی تلقی می‌شود .همچنین تضمین پایداری امنیت غذایی مستلزم افزایش تولید و تداوم آن می‌باشد. امروزه تولیدی پایدار و افتخار آفرین است که با کمترین هزینه و سرمایه گذاری و بالاترین بهره‌وری و بازده و کمترین ضایعات همراه باشد.

جایگاه زنان در تامین امنیت غذایی

اهمیت حیاتی نقش زنان در کمک به امنیت غذایی به میزان وسیعی شناخته شده است. در بیشتر کشورهای در حال توسعه، آنان تکیه گاه اصلی نیروی کار در مزرعه، درآمد خانواده و کشاورزی معیشتی به حساب می‌آیند و در بسیاری از فعالیتهای مرتبط با آماده سازی، نگهداری و فرآوری مواد غذایی و امور مربوط به نگهداری از دامها نقش عمده و اساسی ایفا می نمایند. با وجود اینکه زنان به عنوان یکی از عوامل نامشهود در اقتصاد کشاورزی محسوب می‌شوند لیکن سهم عظیمی از کل نیروی انسانی مورد نیاز بخش کشاورزی را در سطح جهان تشکیل می‌دهند. خدمات زنان به تولیدات کشاورزی و امنیت غذایی خانواده‌ها در خاور نزدیک در هر کشوری متفاوت است. اما در بسیاری از کشورها کمکهای زنان بسیار زیاد می‌باشد. مشارکت زنان در بخش کشاورزی در مناطقی که مردان به علت خشکسالی به شهرها مهاجرت می‌کنند قابل توجه می باشد. آنان در بعضی از کشورها وظایف سخت و تکراری در تمام طول سال را انجام می‌دهند. در برخی از کشورها خرمن کوبی، بازاریابی و فعالیتهای دامداری برعهده زنان می‌باشد. براساس تحقیقات بعمل آمده حدود 40 درصد از تولید محصولات کشاورزی را زنان بر عهده دارند و لذا توجه به زنان روستایی، توجه به ارتقاء و بهره‌وری است ولی متاسفانه در اکثر کشورها به فراموشی سپرده شده است، در هر حال تلاش جهت توانمندسازی زنان به عنوان یکی از عناصر مهم در توسعه (از تمام جوانب) ضروری به نظر می‌رسد، در واقع قدرت سازندگی و خلاقیت در این افراد باید از طریق بهبود توانمندیهای آنها به گونه‌ای افزایش یابد که خود در جریان این فرآیند به عاملانی اثربخش برای ایجاد تغییر و دگرگونی مبدل شوند.

مهم ترین مشکلات و موانع زنان در تضمین امنیت غذایی

1-  محدودیت در دسترسی به فرصتهای آموزشی از قبیل خدمات ترویجی، خدمات مشاوره‌ای و اطلاعات فنی.

2-  محدودیت در دسترسی به منابع تولید مانند دام، زمین و تکنولوژی‌های ساده.

3-  محدودیت فرصتهای اشتغال در بخش تولید مواد غذایی و کشاورزی.

4-  فقدان مهارت‌های فنی.

5-  ضعف قدرت مالی زنان

6-  پنهان بودن نقش مهم زنان در تولید مواد غذایی وکشاورزی.

      آموزش و اطلاع رسانی

سرمایه گذاری در منابع انسانی، یکی از موثرترین ابزارهای کاهش فقر و تقویت توسعه
پایدار است. از طریق افزایش آموزش زنان می‌توان به طور قابل ملاحظه‌ای امنیت غذایی را تامین نمود. آموزش زنان، امکان کسب دستمزدهای بالاتر را برای آنها، فراهم می‌سازد. لیکن این امر از یک سو به توانمندسازی زنان به عنوان تامین کنندگان بخش مهمی از درآمد خانوار منجر می‌گردد و از سوی دیگر افزایش درآمد زنان به عنوان یکی از موثرترین عوامل جهت تامین سلامت تغذیه‌ای افراد خانوار محسوب می‌شود ‌. در نهایت آگاهی و فرهنگ تغذیه جامعه نیز حائز اهمیت می‌باشد. آگاهی مادران از الگوی صحیح تغذیه در دوران بارداری و شیردهی و نیز در خصوص تغذیه کودکان و نوجوانان موجب خواهد شد با جایگزینی مواد غذایی همگن از نظر ترکیبات غذایی و با توجه به نوسانات قیمت آنها، انرژی، پروتئین و ویتامین‌های لازم به افراد خانواده با توجه به سن و نوع فعالیت آنها داده شود و از آثار ناگوار سوء تغذیه تا حدودی پیشگیری شود. از این رو تبلیغات و دادن آگاهی‌های لازم به ویژه به زنان و دختران (در دوران تحصیل) روستایی حائز اهمیت است و می‌تواند سلامت خانواده را در آینده تا حدودی تضمین کند.

      اتخاذ سیاستهای حمایتی

اتخاذ سیاستهای مطلوب و مداخله‌های مناسب برای بهره‌وری بیشتر کار زنان و به خصوص به منظور تولید مواد غذایی ضروری حداقل برای افراد خانوار حائز اهمیت است و به خوبی می‌توان از طریق افزایش تولید و کاهش ضایعات بوسیله زنان، دسترسی جامعه را به غذا افزایش داد. در این صورت سیاستها باید به نحوی طراحی شوند که اگر متضمن تامین مایحتاج غذایی کشور هستند، متضمن تامین امکانات تولید، رفاه، برابری، کارایی، تواناسازی، زدودن فقر اطلاعاتی از جامعه زنان روستایی نیز باشند. از جمله سیاستهایی که منجر به افزایش عرضه محصولات توسط زنان فعال در تولید مواد غذایی و کشاورزی می‌شود عبارتند از ایجاد صندوقهای در گردش و افزایش تخصیص اعتبارات کوتاه و بلند مدت به آنان.  بنابراین طرحهای اعتباری ازیک سو شرایط لازم و اساسی جهت بالا بردن تولیدات کشاورزی را فراهم نموده، که این امر عاملی است جهت رشد و توسعه اقتصادی کشور از سوی دیگر استعداد و قابلیتهای زنان را تقویت می‌کند تا همپای مردان در فرآیند توسعه پایدار مشارکت داشته باشند.

سخن آخر

دانش و رفتار تغذیه‌ای به هنگام گزینش، آماده سازی و توزیع غذا، دربین افراد خانوار، از عوامل کلیدی هستند. استفاده مؤثر از امکانات اقتصادی خانوار، برای ایجاد جامعه‌ای سالم و سازنده، به دانش و رفتار مناسب در سطح خانوار بستگی دارد. این دانش عنصر لازم و اساسی به روش رفتارهای ارتقای سلامت، عادات و رویه های سالم غذایی، مراقبت کافی از کودکان، انتخاب‌های غذایی مناسب و به موقع، مدیریت صحیح بودجه خانوار، مشارکت در امور کنترل ضایعات غذایی است. بنابراین، آگاهی از مساله پایداری و تداوم امنیت غذایی، سواد تغذیه‌ای ، توانمند کردن خانوارها، مخصوصا زنان ، از مولفه‌های اصلی راهبردهای امنیت غذایی هستند که در این راه، ارتقای مقام زنان و نقش فعال آنان در کسب درآمد و تصمیم گیری برای تقسیم منابع خانوار یک راهبرد مثبت و قاطع، در جهت بهبود امنیت غذایی خانوار و تامین نیازهای بهداشتی و تغذیه‌ای اعضای آن تلقی می‌ شود.